السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
526
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
را چنان كه خشم گرفت ، خشنود مىكنم . از اين رو گفت : يا رسول اللّه ؛ اصحاب تو با من چه كار دارند ؟ فرمود : عمّار ؛ چه شده ؟ پاسخ داد : مىخواهند مرا بكشند . خودشان يك خشت يك خشت مىبرند ، امّا دو تا سه خشت بر دوش من بار مىكنند . پيامبر ( ص ) دست عمّار را گرفت و او را در مسجد گرداند و در حالى كه گرد و غبار صورت او را با دست خود پاك مىكرد ، فرمود : پسر سميه ياران من ترا نمىكشند ، بلكه گروه باغى ترا خواهند كشت . « 1 » بدين ترتيب رسول اكرم ( ص ) از فضاى موجود براى پيش برد كار دعوت و پيشگيرى از فريب خوردن مسلمانان به نحو مطلوب بهرهبردارى مىكند و به همگان گوشزد مىفرمايد كه مبادا فريب كسانى را بخورند كه به ظاهر مسلمان شدهاند ، امّا در پى منافع و مصالح خويش هستند . بايد در آينده مراقب تحرّكات اين گروه باشند . قتل عمّار به دست معاويه در جنگ صفين جاى تدبّر و تأمّل دارد . او به دست نيروهاى مردى كشته شد كه پسر عموى عثمان است و براى خونخواهى وى سر به شورش بر ضدّ خليفهء مسلمانان برداشته است . چنان كه عثمان نيز در حضور پيامبر ( ص ) برخورد تند و خشنى با عمّار داشت . از آن جايى كه مطابق برخى روايات به هنگام آغاز عمليات ساختمانى مسجد ، عثمان بن عفّان در حبشه بود و از سوى ديگر به لحاظ عدّهء زياد مسلمانان مهاجر و انصار كه در كار ساخت مسجد مشاركت داشتند ، بسيار بعيد مىدانيم كه تا بازگشت مهاجران حبشه ، كار ساختمان به درازا كشيده باشد ؛ از اين رو به نظر مىرسد داستان عثمان و عمّار به هنگام توسعه فضاى مسجد بوده كه پس از خيبر در سال هفتم هجرى انجام شد ، « 2 » زيرا
--> ( 1 ) . سيره ابن هشام ، 2 / 142 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 345 ؛ وفاء الوفاء ، 1 / 329 ؛ الغدير ، 9 / 21 - 22 . ( 2 ) . وفاء الوفاء ، 1 / 338 .